چشم بادمی مامان
نرگس و سه چرخه
چند روزی هست که قصد داشتیم واسه گل زندگیمون یه سه چرخه بخریم بالاخره دیروز بعدازظهر من وبابا ونرگس خانم رفتیم واسه خرید سه چرخه جالب بود که انگاری میدونست چه خبره وقتی رسیدیم در مغازه اول دقیقا رفت سمت همون سه چرخه که توی ذهنمون قرار بود واسش بخریم ولی طبق عادت فقط نگاه کردیم و پرسیدیم و رفتیم مغازه های دیگه رو هم نگاه کردیم بالاخره تصمیم گرفتیم یه سه چرخه کمک فنر دار واسش بگیریم پاهای خانم گلی به پدال نمیرسه ولی اشکال نداره دلش شاد شد چند ماه دیکه حتما میتونه یه سواری مستقل بخوره توی مغازه نشست توی سه چرخه واصلا قصد بیرون اومدن رو نداشت همون جوری تا در ماشین خانمی رو اوردیم بعد با شرمن...
نویسنده :
مامان جی
14:46
نرگس در حال خوردن بوق سه چرخه
نظر
به قطره گر نظر لطف بو تراب کند به اسمان رود وکار افتاب کند
نویسنده :
مامان جی
3:40
امروز من
امروز مامان جی من رو خیلی زود با زور لالا کرد البته فکر کنم حال خودش زیاد خوب نبود میخواست استراحت کنه یه جورایی من رو لالا کرد من هم که بچه حرف گوش کن بالاخره بعد از ٤٥ دقیقه تلاش لالا کردم میدونید تلاش مامان برای لالا کردن من چه جوریه؟ مامان جی خودش رو به لالا میزنه من هم خیلی از لالا کردن مامان بدم میاد یه جورایی وقتی مامان لالا کرده دوست دارم اسمان ها رو زمین و کهکشون و هر چی که فکر میکنی به هم بزنم مامان بیدار شه. من هم بعد از ٤٥ دقیقه شکنجه که خیلی واسه مامان دوست داشتنیه بالاخره لالا کردم شکنجه های من لوپای مامانی رو میکشم میگم ناسی مامان جی یا خودم رو لوس میکنم میگم مامان مامان نانا ...
نویسنده :
مامان جی
1:24






