ناز نرگس و بابا جی
نرگس جون عاشق باباجونه 

یه حرف میزنه ده بار میگه بابا
صبح ها که از خواب ناز بیدار میشه 
انگاری که چند ساله از قافله خرابکاری جا مونده باشه سریع چشماش رو باز میکنه وسعی میکنه خیلی سریع مامان جی رو بیدار کنه اول اروم اروم میگه مامان مامان بعد میگه مامان جی مامان جی
من هم که دلم ضعف میره از حرفش بیدار میشم ان هم پیروزمندانه انگشت دستم رو میگیره میگه مامان اودو اودو اودو اریم
من هم مجبور میشم پاشم
نازگلی با باباجونش کاری نداره میذاره باباش لالا کنه میگه مامان بابا لالا بابا لالا
هیس هیس گاهی وقتها هم میره باباجی رو بیدار کنه البته با محبت

حالا یه وقتهایی هم یه دست کوچولو محکم میخوره تو صورت بابا واسه عرض ارادت
بابا هم که با وحشت پا میشه با صدای پر هیجان نرگس روبه رو میشه که میگه شلام بابا بابا بابا ددر ددر ددر
اون وقت بابا نرگس رو بغل میکنه وبعد نرگسی یه نیشخند به مامان میزنه
بابا جی باباجی باباجی این صدای نرگسه که توی خونه میپیچه حتی وقتی باباش نیست
باباجونش چند روز نبود واسه کار رفته بود میگفت بابا با هوا رفت ودایم در حال زنگ زدن به باباش بود الو بابا شلام بابا هوا رفت
به هواپیما میگه هوا اخه طفلی هنوز یه سال ونیمشه
الان اروم خوابیده
فردا صبح باباجونش میاد خیلی خوشحالم که فردا باباش رو میبینه مطمینم تا چند ساعت از تو بغل باباجی بیرون نیاد و فقط خودش رو لوس کنه


ناز نرگس و بابا جی
