دل نوشته مامان
سلام به نازگل مامان امروز مامان جی 3 ساعت تنهات گذاشت
ولی من میدونم که اصلا ناراحت نشدی اخه پیش عمه جون وبچه ها و دالی خوش میگذره
اللهی من قربون شیطونیات برم
مامان جی رفته بود دکتر اخه حالش خوب نبود حالا هم که نشسته داره مینویسه یه مسکن توپول خورده
امروز مامان خوبی نبودم اخه انقدر حالم بد بود نمیتونستم همراهیت کنم
.gif)
امروز 3 بار باباجون شما رو برده پارک وروجک من
مطمینم روز استثنایی داشتی از اواز خوندن موقع خوابیدنت معلوم بود
.gif)
.gif)
عسلم دکتر حرفای خوبی نزد گفت که سینوزیت مزمن الرژیک دارم والان عفونت شدید
خلاصه مامان داغونه
امروز از صبح در کل فقط دو ساعت حالم خوب بود من عذر میخوام که حالم بده نمیتونم کنترلت کنم که روی میز نری
.gif)
دفتر وکتابها رو خط خطی نکنی والبته دیواررها رو
اخه نرگس جون عاشق چشم چشم دو ابروه
ببخشید که امروز بدون حضور من همه کاری کردی
.gif)
شرمنده که 3بار پارک رو تحمل کردی تا مامان یه کوچولو استراحت کنه
.gif)
ممنون که از بیرون اومدی فکر کردی دالی بازی وپریدی پتو رو از روی صورت مامان که لرز کرده بود سریع برداشتی و جیغ زدی
وگرنه مامان الان خواب بود وبه وبلاگت سر نمیزد
همیشه خوش باشی شاد شاد
.gif)
.gif)
.gif)


دل نوشته مامان
