من و لالا
من لالا کردن رو دوست ندارم
ولی مامانم من رو لالا میکنه
چشمام رو باز میکنم
.gif)
.gif)
به من میگه نرگس لالا مامان
.gif)
من هم با انگشتای دستم یکی از چشمام رو میبندم یکی رو هم باز میذارم ببینم دورو برم چه خبره
.gif)
یه راه دررو پیدا کنم
.gif)
مامانجی رو گول بمالم در رم بازی کنم
.gif)
ولی فایده نداره مامان خودش رو به خواب میزنه که من هم بخوابم
.gif)
گاهی خوابش میبره
.gif)
من هم راحت از توبغلش فرار میکنم
واسه خودم بازی میکنم
ولی اخر سر بازم مجبور میشم لالا کنم
بعضی وقتا دختر خوبی میشم سریع توبغل مامان لالا میکنم.gif)
ولی گاهی نه
.gif)
نه
.gif)
نه
.gif)
من اصلا دوست ندارم لالا کنم اصلا
.gif)
دیشب از اون شبا بود که مامان میخواست با زور من رو لالا کنه
.gif)
ولی نتونست
.gif)
بالاخره مجبور شد دست از سرم برداره
.gif)
من هم خوشحال دویدم دنبال باباجی
.gif)
باباجی مهربون من رو توی کالاسکه گذاشت
.gif)
وساعت ١٥ دقیقه بامداد من رو برد ددر لالا
.gif)
از اونجا که دیشب هوا خوب کمی خنک بود یه پتو کوچولو گذاشت روی تنم ما رفتیم گشتیم
.gif)
بابا میگفت نرگس لالا ولی من دوست نداشتم لالا کنم
.gif)
٤٠دقیقه بعد چشمای من مجبور شدن بسته شن
.gif)
البته من اصلا دوست نداشتم ولی این اتفاق افتاد
.gif)
بالاخره من رو خوابوندن
.gif)
فکر میکنن زرنگن ولی من زرنگترم چون انها مجبور شدن من رو ببرن ددر
.gif)
ظهر ها مامان من رو میبره لالا کنم یکی نیست به مامان بگه حالا خودت لالا میکنی که من رو با زور لالا میکنی
.gif)
باباجی خیلی لالا دوست داره هر وقت وقت داشته باشه لالا میکنه
.gif)
بابا همیشه لالا این شعار مامان جیه
.gif)
بابای خوش خوابی دارم من ولی من به اون نرفتم
.gif)
وقتی به دنیا اومدم یه زهر چشمی نشون دادم که دیگه هوس بچه دار شدن به سرشون نزنه
.gif)
مامانم بعضی شبا البته بهتره بگم تقریبا هر شب پای تخت من گریه میکرد
.gif)
اخه کم می اورد دیگه توان نداشت بعد نوبت بابا میشد یکی از تفریح های من این بود با بابا بریم تو اسانسور بریم پارکینگ دوباره بیایم بالا دوباره بریم دوباره بیایم
.gif)
ولی من اومدن رو دوست نداشتم وقتی در خونه رو میدیدم دوباره جیغ میزدم
.gif)
بابا گاهی من رو سوار ماشین میکرد
.gif)
مامان رو هم با زور میبردیم طفلی گریه میکرد میگفت
خوابم میاد بعد من تو ماشین گیج میشدم لالا میکردم
.gif)
همچین که میرسیدیم تو پارکینگ دوباره بیدار میشدم جیغ میزدم وای که مامان هم با من گریه میکرد ولی من اصلا دلم به رحم نمی اومد من روی حرف خودم بودم من لالا نمی کنم
.gif)
حالا که بزرگ شدم خیلی تخفیف دادم بهشون


من و لالا
