نازی نازی ، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

نازنین نرگس نفس مامان

ددر

1390/2/23 0:51
نویسنده : مامان جی
291 بازدید
اشتراک گذاری

امروز هوس کردم بعدازظهر برم بیرون یه اب وهوایی عوض کنم  از اونجایی که باباجی کار داشت من وناناز باهم رفتیم  باباجی گفت که با کالاسکه ببر بچه رو  ولی من به خاطر اینکه تنها بودم حوصله حمل کالاسکه رو نداشتم اخه میخواستم برم پاساژ فردوسی انجا هم که پله برقیش خرابه زیباسازخلاصه راه افتادیم ونانازی یه سواری حسابی از مامان گرفت البته با زور میخواست راه بره من نمیذاشتم  شوکه شدم از رفتارش اخه همیشه توی کالاسکه میشینه با یه چیز سرگرمش میکنم ولی حالا میدوید مغازه ها رو نگاه میکرد و هر جا دوست داشت وای میستاد من هم تصمیم گرفتم یه سواری حسابی بهش بدم  وقتی رسیدم پاساژ نرگس رو رها کردم  وای چه رفتار بانمکی داشت از در این مغازه میدوید در یه مغازه دیگه میگفت مامان اشنگه  مامان اشنگه  دست به تاب میزد میگفت مامان تاتا عباسی مامان تاتا عباسی کفش ها رو دید رفتیم کفش پسند کنیم داشت از خوشحال من رو دیونه میکرد یه بند میگفت مامان تبتام  تبتام  ٣کفش پسند کردم یعنی پای نرگس کردم ولی خوشم نیومد به نظرم کفش سفیدخالخالی پروانه ای از همه کفشها قشنگ تر بود ولی پروژه یک بار با شکست روبه رو شده کفش نخریدیم ولی یه جفت جوراب لب تور خوشکل گرفتیم با یه تاپ ابی  ناز با شلوارک ابی  وای که نرگس چه ذوقی زده بود  بعد از اون خانم چشمش به اسباب بازی ها خورد ودیگه حاظر نشد تکون بخوره من هم بار اول بود این حالت رو تجربه میکردم رفتم واسش یه دوچرخه موزیکال که دو تا گربه سوارش بودن رو خریدم  خانم حاظر نبود اسباب بازی رو بذاره تو نایلون با زور راضی شد اخر سر هم برگشتیم با یه دنیا خستگی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان ماهان
23 اردیبهشت 90 9:52
ای جان .... چقدر نازه این دخمله بوسسسسسسس راستی ممنونم از لینکت منم شما رو در جمع دوستان ثبت کردم دوست جونم عکاسای دخملی خیلی ناز شده