زبان کودکانه من
نازنین نرگس در 28 مهر سال 88 مصادف با ولادت حضرت معصومه سلام الله علیه پا به این دنیا گذاشت هفته اول هم به نام فاطمه خانم نام داشت از اون به بعد شد نازنین نرگس نرگس ناز ودوست داشتنی مامان وبابا
وقتی نرگس خانم کوچیک بود یه مقدار احساس میکردم راحت نمیتونم ارتباط باهاش داشته باشم یا به نوعی میشه گفت میدیدم که داداشم خیلی قشنگ تر از من با اون ارتباط برقرار میکنه این موضوع یه کوچولو واسم سوال شده بود دختر کوچولوی من توی دو ماهگی انچنان دست وپایی واسه دایی میزد که ادم شوکه میشد
همون موقع داداش جونم گفت من با زبون خودش باهاش حرف میزنم راست میگفت حرکاتش خیلی خنده دار بود وبا نمک کارایی انجام میداد که بچه ها دوست دارن و البته از نهی کردن خبری نبود مثلا چای شیرین کردن را با یه مراسمی یاد دختر خانم ما داد که بیا و ببین راست میگفت امتحان کردم خداییش جواب میداد زندگی از منظر بچه ها جز بازی نیست این رو گفتم واسه این که خانم گلم بعدا که مطالب مامانش رو خوند بدونه مامانش چرا با زبون بچه گونه واسش نوشته والبته واسه اینکه هیچ وقت شیرین زبونی هاش با کلام واقعی سنش فراموش نشه اخه به این دنیا اعتباری نیست همه از الزایمر رنج میبرن حالا فکرش رو بکن چند سال دیگه شاید نه حتما فراموش میکنم که مثلا به هواپیما میگفتی هوا یا هزار تا کار بانمک دیگه که توی وبلاگش نوشتم با زبون خودش که بدونه کوچولو بود چه جوری حرف میزد چه کارا میکردد ووو..........


زبان کودکانه من
